تبليغاتX
شهر شب
خزانم را تو معنا کن

سلام سلام

خوبین دوستای گلم

من اومدم

امروز شاد تر از دیروز

به امید فردا

شب هایی پر از ستاره

با آغوشی پر از مهربانی

شونه هایی خیس از اشک شوق

آمدم تا شب شهر رویا هایم را

با شما قسمت کنم

اگر مسافری : بدان من

با تو در سفرم

سفری به عمق حادثه

برای آغاز شبی زیبا

در شهری که شبانش رازها

در دل نهفته دارد

پس تو همرازی باش برای من

و هم رازی باش برای

شهر شب من

 

پارمیس

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:5  توسط پارمیس | 

دوستای گلم امشب میخوام یه عزیزو بهتون معرفی کنم

اون قلب کوچولویه منه

عرفان

عرفان 25 همین ماه یعنی اردیبهشت  2 ساله میشه

خیلی ناز نازیه ، شیرین اداست ، چندتا عکس ناز  از عرفان براتون میذارم

حتما ماشاء الله یادتون نره ها

حالم گرفته شد .هرکاری میکنم عکس های ناز نازی عرفان نمیشه بذارم

حالا چی کار مکنم

یا هو بالا نمیاره عکس هاشو

دلم شکست

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:57  توسط پارمیس | 

دختری کنجکاو میپرسید:
ایها الناس عشق یعنی چه؟
دختری گفت: اولش رویا
آخرش بازی است و بازیچه

مادرش گفت: عشق یعنی رنج
پینه و زخم و تاول کف دست
پدرش گفت: بچه ساکت باش
بی ادب! این به تو نیامده است
رهروی گفت: کوچه ای بن بست
سالکی گفت: راه پر خم و پیچ
در کلاس سخن معلم گفت:
عین و شین است و قاف، دیگر هیچ
دلبری گفت: شوخی لوسی است
تاجری گفت: عشق کیلو چند؟
مفلسی گفت: عشق پر کردن
شکم خالی زن و فرزند
شاعری گفت: یک کمی احساس
مثل احساس گل به پروانه
عاشقی گفت: خانمان سوز است
بار سنگین عشق بر شانه

شیخ گفتا:گناه بی بخشش
واعظی گفت: واژه بی معناست
زاهدی گفت: طوق شیطان است
محتسب گفت: منکر عظما ست
قاضی شهر عشق را فرمود
حد هشتاد تازیانه به پشت
جاهلی گفت: عشق را عشق است
پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت
رهگذر گفت: طبل تو خالی است
یعنی آهنگ آن ز دور خوش است
دیگری گفت: از آن بپرهیزید
یعنی از دور کن بر آتش دست

چون که بالا گرفت بحث و جدل
توی آن قیل و قال من دیدم
طفل معصوم با خودش می گفت:
من فقط یک سوال پرسیدم!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:45  توسط پارمیس | 
shatranj
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:32  توسط پارمیس | 
When you try your best, but you don't succeed
وقتی سخت تلاش می کنی اما موفق نمی شی

When you get what you want, but not what you need
وقتی آنچه که میخواهی را بدست می آوری ولی آن چیزی نیست که نیاز داری

When you feel so tired, but you can't sleep

وقتی خیلی خسته هستی ولی نمی توانی بخوابی
Stuck in reverse
دائم پسرفت می کنی
And the tears come streaming down your face
و اشک بر روی صورتت جاریست

When you lose something you can't replace
وقتی چیزی را از دست داده ای که نمی توانی جایگزینش کنی

When you love someone, but it goes to waste

وقتی کسی را دوست داری اما عشقت تباه می شود
Could it be worse?
آیا بدتر از این هم هست؟
Lights will guide you home
روشنایی ها تو را به خانه ات هدایت می کند

And ignite your bones
و استخوان هایت را می سوزاند

And I will try to fix you

و من تلاش خواهم کرد که درستت کنم
And high up above or down below
و بالای بالا یا پایین پایین

When you're too in love to let it go
وقتی آنقدر عاشقی که نسبت به همه چیز بی توجهی

But if you never try you'll never know
اگه سعی نکنی متوجه نمی شی

Just what you're worth
که چقدر می ارزی
Lights will guide you home
روشنایی ها تو را به خانه ات هدایت می کند

And ignite your bones
و استخوان هایت را می سوزاند

And I will try to fix you
و من تلاش خواهم کرد که درستت کنم
Tears stream down your face
اشک بر روی صورتت جاریست

When you lose something you cannot replace
وقتی چیزی را از دست داده ای که نمی توانی جایگزینش کنی

Tears stream down your face
اشک بر روی صورتت جاریست

And I...
و من
Tears stream down on your face
اشک بر روی صورتت جاریست

I promise you I will learn from my mistakes
بهت قول می دم از اشتباهاتم درس بگیرم

Tears stream down your face
اشک بر روی صورتت جاریست

And I...
و من
Lights will guide you home
روشنایی ها تو را به خانه ات هدایت می کند

And ignite your bones
و استخوان هایت را می سوزاند

And I will try to fix you

و من تلاش خواهم کرد که درستت کنم


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:27  توسط پارمیس | 
bedon sharh
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:23  توسط پارمیس | 
sms

کیست که غربت رفته را یاد کند / دل غربت زده را شاد کند

مینویسم این سخن از بهر دوست / تا بداند این دلم در فکر اوست . . .

برگرفته از سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام اس هاي
نبض لحظه رو نگه دار نذار عشقمون بمیره / نذار ضربه های ساعت ، منو از تو پس بگیره

عقربک های زمونه ، خستگی سرش نمیشه / نگو برمیگردی فردا دل که باورش نمیشه . . .

برگرفته از سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام اس هاي
گفت بنویس میمانم ، نوشتم میروم ، این غلط املائی مرا ویران کرد

و حالا باید روزی 100 مرتبه از روی تنهائی بنویسم . . .

برگرفته از سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام اس هاي
چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواند

چه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنود

و چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . .

برگرفته از سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام اس هاي
با آبی عشق پر کشیدن زیباست / در لحظه غم ، تو را سرودن زیباست

منظورم از این ترانه میدانی چیست ؟ / یعنی که همیشه با تو بودن زیباست . . .

برگرفته از سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام اس هاي
مینویسم ( د ی د ا ر )

تو اگر با من و دلتنگ منی ، یک به یک فاصله ها را بردار . . .

برگرفته از
 سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام اس هاي
عشق یعنی با غم الفت داشتن / سوختن با درد نسبت داشتن

عشق در یک جمله یعنی انتظار / انتظار روز رجعت داشتن . . .

برگرفته از سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام اس هاي
خواهم ز خدا که بی وفایم نکند / غرق گناهم ولی رهایم نکند . . .

برگرفته از سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام اس هاي
عشق را وارد دعای خود کن ، زیرا دعا زیباترین گفتگوی عاشقانه با خداست . . .

برگرفته از سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام
 اس هاي
کسی آرام میآید نگاهش خیس عرفان است

قدم هایش پر از معنا ، دلش از جنس باران است

کسی فانوس بر دستش ، بسان نور میآید . . .

برگرفته از سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام اس هاي
نه یادم میکنی نه میروی یاد / به نیکی باد یادت ای پریزاد

مرا کردی تو ای دوست فراموش / فراموشی ست رسم آدمیزاد . . .

برگرفته از سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام اس هاي
دوستان خرده گرفتند که چرا دل به تو دادم / باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرائی ؟!؟

برگرفته از سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام اس هاي
سحر که برگ گل تر شد ز شبنم / نسیم ، آهسته زلفش ریخت بر هم

بیاور عطر زلفش سوی فایز / مرا فارغ کن از غم های عالم . . .

برگرفته از سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام اس هاي
همه با یار خوشند و ما به غم یار خوشیم

کار سختی است ولی ما به همین کار خوشیم . . .

برگرفته از سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام اس هاي
ای کاش دلم اسیر و بیمار نبود / دربند نگاه او گرفتار نبود

من عاشق و او ز عشق من بی خبر است / ای کاش دل و دلبر و دلدار نبود . . .

برگرفته از سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام اس هاي
اندر دل من بدین عیانی که توئی / وز دیده من بدین نهانی که تویئ

وصاف تو را وصف نداند کردن / تو خود به صفات خود چنانی که توئی . . .

برگرفته از سايت كوچولو *** براي خواندن اس ام اس هاي
در عشق تو از بس که خروش آوردیم / دریای سپهر را به جوش اوردیم

چون با تو خروش و جوش ما در نگرفت / رفتیم و زبان های خموش آوردیم . . .

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:17  توسط پارمیس | 

***قايقي شكسته ام***

قايقي شكسته ام

                        به ياد اور مرا

                                            در ميان صخره هاي غم تنهايي

در ميان سكوت مرغابيان

                                     تن فرسوده ام در انتظارتوست

                                                              باد بادن هاي اين قايق شكسته را

به حركت در اور

                         ياد كن از من

                                           باد بان هايم

                        تنها اميد م برايه زندگيست

**************پارميس***************************
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:12  توسط پارمیس | 
چی نصیبت می شه؟

چی نصیبت می شه وقتی زجرم می دی

من به تو دل بستم کاشکی می فهمیدی
چی نصیبت می شه وقتی من داغونم
وقتی که با گریه به تو می فهمونم
چی نصیبت می شه وقتی من بی تابم
وقتی که از غصه تا سحر بی خوابم
این حقیقت داره من به تو دل بستم
کاشکی می فهمیدی چقد عاشق هستم
می دونی بده حالم دلم از غم خونه
واسه تو درمونه درده من آسونه
داره عادت می شه شبای شبگردی
کاش می موندی پیشم آرومم می کردی
گریه مو می بینی بی خیال رد می شی
تو که انقد خوبی پس چرا بد می شی
چی نصیبت می شه وقتی من جون می دم
کاشکی عشق و یک بار تو چشات می دیدم
این حقیقت داره من به تو دل بستم
کاشکی می فهمیدی چقد عاشق هستم
می دونی بده حالم دلم از غم خونه
واسه تو درمونه درده من آسونه
داره عادت می شه شبای شبگردی
کاش می موندی پیشم آرومم می کردی


بابک جهانبخش

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:1  توسط پارمیس | 

تركه با دوتا از رفقاش تو كافه نشسته بودن، هر سه تا هم دستتاً دمق! خلاصه شروع ميكنن به درد دل، اول يكي از رفيقاش ميگه: ديروز تو كيف دخترم يك بسته سيگار پيدا كردم، آي حالم گرفته شد. تاحالا فكرشم نميكردم كه دخترم سيگاري باشه. اون يكي رفيقش ميگه: بابا اين كه چيزي نيست، من پريروز تو كيف دخترم يك بست حشيش پيدا كردم، ازون موقع تاحالا فقط ميخوام بميرم! عمري فكر نميكردم دخترم عملي باشه. تركه يك آه از ته دل ميكشه، ميگه: بابا اينا كه چيزي نيست. من ديروز تو كيف دخترم يك بسته كاپوت پيدا كردم. تا امروز فكرشم نميكردم كه دخترم كير داشته باشه

    يك بابايي دوتا كس بلوچ بلند ميكنه، ميبره خونه. اونجا بهشون ميگه: شما دوتا تو اين اتاق لخت شيد تا منم آماده شم. خلاصه خودش ميره تو اتاق بغلي، لباساشو در مياره و يك فروند كاندوم فرد اعلا هم ميكشه رو حضرت معامله و برميگرده تو اتاق. تا مياد تو، يكي از كسا برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ماه پري سيل كن چون نوكين كيري داره آنگه‌ش پلاستيك در نبوته!! (الترجمه الپارسي(!): ماه‌پري ببين چه كير نويي داره، هنوز از پلاستيك در نيومده

قزوينيا يك ماهواره ميفرستن فضا كه دنبال سوراخ لايه ازون بگرده

يك بابايي ميخواسته زن بگيره، منتها طرف آخر ادعاي غيرت بوده و ميگفته: كسي كه بخواد زن من شه، بايد چشم و گوشش بسته باشه! روش تشخيص چشم و گوش بستگي حضرت آقا هم اين بوده، كه هرجا ميرفت خواستگاري، ايشون ميگفته من بايدتو خلوت با دخترتون صحبت كنم. توي خلوت هم ايشون معاملشو در مياورده و از دختر مردم ميپرسيده: اسم اين چيه؟ خوب البته تو اين دوره و زمونه هم كه بچه هشت ساله هم ميدونه اسم اون چيه، نتيجتاٌ هرجا ميرفته، دختره ميگفته: اين كــيـــره!! و طرف هم شاكي ميشده كه: نه! من اين دختر رو نميخوام! خلاصه يكي دوسال اين وضع خواستگاري ادامه داشته، تا يك بار ميره يك جا خواستگاري و وقتي نوبت به مراسم كيرشناسي ميرسه، دختره ميگه: اين شوشوله! مرده خيلي حال ميكنه،با خودش ميگه: اين همونيه كه من ميخوام! دختر بايد اينجوري چشم و گوش بسته باشه. خلاصه ازدواج ميكنند و آخراي ماه عسلشون، يك شب مرده با خودش ميگه: الان ديگه وقتشه كه خانوم بدونه اسم اين چيه! خلاصه ميره پيش خانومش و جناب معامله رو ميكشه بيرون و ميگه: عزيزم يادته وقتي اومدم خواستگاريت، ازت پرسيدم اسم اين چيه، تو گفتي شوشول؟ دختره ميگه: آره عزيزم، يادمه. مرده ميگه: عزيزم اسم اصلي اين كيره نه شوشول! دختره هم ميگه: عزيزم، من خودم ميدونم كير چيه. ولي جلو كيرهايي كه من ديدم، اين همون شوشوله

پسره شب خونشون خالي بوده، زنگ ميزنه دوست‌دخترش بياد. خلاصه دوتايي ميشينن و پسره ضمن لاس زدن با خانم، نم‌نمك عرق سگي هم مينداخته بالا. يكي دو ساعتي ميگذره و حاج آقا پاك مست ميكنه و آمپر حشر هم ميزنه بالا و يهو ميره واسه زير يخم حاج خانوم!! بعد يك ربع آخ و اوخ و آه و اوه، پسره عرق ريزان بلند ميشه، خيلي ناراحت و دمغ ميگه: عزيزم، به خدا اگه ميدونستم پرده داري، بهت دست نميزدم!! دختره هم با هزار بدبختي بلند ميشه ميگه: آره نكبت! منم اگه ميدونستم ميخواي همچين كاري باهام بكني، لااقل شلوار لي‌مو در مياوردم

 

1.      دوتا خانم روي صندلي عقب يك تاكسي نشسته بودند و درباره دوست پسرهاشون صحبت مي‌كردند. اولي به دومي مي‌گه: علي رو كه مي‌شناسي، تازگيها لاپات (منظور خط ريش بلند) گذاشته خيلي بهش مياد.... دومي هم مي‌گه آره رضا رو هم كه مي‌شناسي، اونم لاپات گذاشته و... يارو راننده كف مي‌كنه مي‌گه حالا كه سنگ مفته بزار ما هم يه سنگي بندازيم شايد خورد به هدفت... برمي‌گرده به خانوما مي‌گه: ببخشيد آبجي، ما هم ميتونيم لاپات بزاريم. يكي از خانوما مي‌گه: بعله كه مي‌تونين، فقط بايد يك كمي بزارين بلندشه! راننده هم مي‌گه: آبجي به خدا رسيده به داشبورد، ديگه از اين بلندتر نمي‌شه!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:56  توسط پارمیس | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
تو خواب و خیالم همش فکر اینم
که دستام دوباره تو دستات بگیرم
ولی حیف از این خواب پریدم که بازم
با چشمای کورم به راهت بشینم
برای من که برعکس کار زمونه
یکی نیست که قدر دلم رو بدونه
گناهی ندارم ولی قسمت اینه
که چشمای کورم به راهت بشینه

پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
پیوندها
هفت شهر
برای باسی...برای ادبیات...برای بودن
عشق
سرزمین گناهکاران
همه روزهای سفید و سیاه من
فروشگاه پاورست
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM