![]() |
![]() |
|
| خزانم را تو معنا کن |
|
سلام سلام خوبین دوستای گلم من اومدم
امروز شاد تر از دیروز به امید فردا شب هایی پر از ستاره با آغوشی پر از مهربانی شونه هایی خیس از اشک شوق آمدم تا شب شهر رویا هایم را با شما قسمت کنم اگر مسافری : بدان من با تو در سفرم سفری به عمق حادثه برای آغاز شبی زیبا در شهری که شبانش رازها در دل نهفته دارد پس تو همرازی باش برای من و هم رازی باش برای شهر شب من پارمیس |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:5 توسط پارمیس |
|
|
دوستای گلم امشب میخوام یه عزیزو بهتون معرفی کنم اون قلب کوچولویه منه عرفان عرفان 25 همین ماه یعنی اردیبهشت 2 ساله میشه خیلی ناز نازیه ، شیرین اداست ، چندتا عکس ناز از عرفان براتون میذارم حتما ماشاء الله یادتون نره ها
حالم گرفته شد .هرکاری میکنم عکس های ناز نازی عرفان نمیشه بذارم حالا چی کار مکنم یا هو بالا نمیاره عکس هاشو دلم شکست |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:57 توسط پارمیس |
|
|
دختری کنجکاو میپرسید: مادرش گفت: عشق یعنی رنج شیخ گفتا:گناه بی بخشش چون که بالا گرفت بحث و جدل |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:45 توسط پارمیس |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:32 توسط پارمیس |
|
|
When you try your best, but you don't succeed
وقتی سخت تلاش می کنی اما موفق نمی شی When you get what you want, but not what you need وقتی آنچه که میخواهی را بدست می آوری ولی آن چیزی نیست که نیاز داری When you feel so tired, but you can't sleep وقتی خیلی خسته هستی ولی نمی توانی بخوابی Stuck in reverse دائم پسرفت می کنی And the tears come streaming down your face و اشک بر روی صورتت جاریست When you lose something you can't replace وقتی چیزی را از دست داده ای که نمی توانی جایگزینش کنی When you love someone, but it goes to waste وقتی کسی را دوست داری اما عشقت تباه می شود Could it be worse? آیا بدتر از این هم هست؟ Lights will guide you home روشنایی ها تو را به خانه ات هدایت می کند And ignite your bones و استخوان هایت را می سوزاند And I will try to fix you و من تلاش خواهم کرد که درستت کنم And high up above or down below و بالای بالا یا پایین پایین When you're too in love to let it go وقتی آنقدر عاشقی که نسبت به همه چیز بی توجهی But if you never try you'll never know اگه سعی نکنی متوجه نمی شی Just what you're worth که چقدر می ارزی Lights will guide you home روشنایی ها تو را به خانه ات هدایت می کند And ignite your bones و استخوان هایت را می سوزاند And I will try to fix you و من تلاش خواهم کرد که درستت کنم Tears stream down your face اشک بر روی صورتت جاریست When you lose something you cannot replace وقتی چیزی را از دست داده ای که نمی توانی جایگزینش کنی Tears stream down your face اشک بر روی صورتت جاریست And I... و من Tears stream down on your face اشک بر روی صورتت جاریست I promise you I will learn from my mistakes بهت قول می دم از اشتباهاتم درس بگیرم Tears stream down your face اشک بر روی صورتت جاریست And I... و من Lights will guide you home روشنایی ها تو را به خانه ات هدایت می کند And ignite your bones و استخوان هایت را می سوزاند And I will try to fix you و من تلاش خواهم کرد که درستت کنم |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:27 توسط پارمیس |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:23 توسط پارمیس |
|
کیست که غربت رفته را یاد کند / دل غربت زده را شاد کند |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:17 توسط پارمیس |
|
|
***قايقي شكسته ام*** قايقي شكسته ام به ياد اور مرا در ميان صخره هاي غم تنهايي در ميان سكوت مرغابيان تن فرسوده ام در انتظارتوست باد بادن هاي اين قايق شكسته را به حركت در اور ياد كن از من باد بان هايم تنها اميد م برايه زندگيست **************پارميس*************************** |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:12 توسط پارمیس |
|
|
چی نصیبت می شه؟
چی نصیبت می شه وقتی زجرم می دی من به تو دل بستم کاشکی می فهمیدی چی نصیبت می شه وقتی من داغونم وقتی که با گریه به تو می فهمونم چی نصیبت می شه وقتی من بی تابم وقتی که از غصه تا سحر بی خوابم این حقیقت داره من به تو دل بستم کاشکی می فهمیدی چقد عاشق هستم می دونی بده حالم دلم از غم خونه واسه تو درمونه درده من آسونه داره عادت می شه شبای شبگردی کاش می موندی پیشم آرومم می کردی گریه مو می بینی بی خیال رد می شی تو که انقد خوبی پس چرا بد می شی چی نصیبت می شه وقتی من جون می دم کاشکی عشق و یک بار تو چشات می دیدم این حقیقت داره من به تو دل بستم کاشکی می فهمیدی چقد عاشق هستم می دونی بده حالم دلم از غم خونه واسه تو درمونه درده من آسونه داره عادت می شه شبای شبگردی کاش می موندی پیشم آرومم می کردی بابک جهانبخش |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:1 توسط پارمیس |
|
تركه با دوتا از رفقاش تو كافه نشسته بودن، هر سه تا هم دستتاً دمق! خلاصه شروع ميكنن به درد دل، اول يكي از رفيقاش ميگه: ديروز تو كيف دخترم يك بسته سيگار پيدا كردم، آي حالم گرفته شد. تاحالا فكرشم نميكردم كه دخترم سيگاري باشه. اون يكي رفيقش ميگه: بابا اين كه چيزي نيست، من پريروز تو كيف دخترم يك بست حشيش پيدا كردم، ازون موقع تاحالا فقط ميخوام بميرم! عمري فكر نميكردم دخترم عملي باشه. تركه يك آه از ته دل ميكشه، ميگه: بابا اينا كه چيزي نيست. من ديروز تو كيف دخترم يك بسته كاپوت پيدا كردم. تا امروز فكرشم نميكردم كه دخترم كير داشته باشه
يك بابايي دوتا كس بلوچ بلند ميكنه، ميبره خونه. اونجا بهشون ميگه: شما دوتا تو اين اتاق لخت شيد تا منم آماده شم. خلاصه خودش ميره تو اتاق بغلي، لباساشو در مياره و يك فروند كاندوم فرد اعلا هم ميكشه رو حضرت معامله و برميگرده تو اتاق. تا مياد تو، يكي از كسا برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ماه پري سيل كن چون نوكين كيري داره آنگهش پلاستيك در نبوته!! (الترجمه الپارسي(!): ماهپري ببين چه كير نويي داره، هنوز از پلاستيك در نيومده
قزوينيا يك ماهواره ميفرستن فضا كه دنبال سوراخ لايه ازون بگرده
يك بابايي ميخواسته زن بگيره، منتها طرف آخر ادعاي غيرت بوده و ميگفته: كسي كه بخواد زن من شه، بايد چشم و گوشش بسته باشه! روش تشخيص چشم و گوش بستگي حضرت آقا هم اين بوده، كه هرجا ميرفت خواستگاري، ايشون ميگفته من بايدتو خلوت با دخترتون صحبت كنم. توي خلوت هم ايشون معاملشو در مياورده و از دختر مردم ميپرسيده: اسم اين چيه؟ خوب البته تو اين دوره و زمونه هم كه بچه هشت ساله هم ميدونه اسم اون چيه، نتيجتاٌ هرجا ميرفته، دختره ميگفته: اين كــيـــره!! و طرف هم شاكي ميشده كه: نه! من اين دختر رو نميخوام! خلاصه يكي دوسال اين وضع خواستگاري ادامه داشته، تا يك بار ميره يك جا خواستگاري و وقتي نوبت به مراسم كيرشناسي ميرسه، دختره ميگه: اين شوشوله! مرده خيلي حال ميكنه،با خودش ميگه: اين همونيه كه من ميخوام! دختر بايد اينجوري چشم و گوش بسته باشه. خلاصه ازدواج ميكنند و آخراي ماه عسلشون، يك شب مرده با خودش ميگه: الان ديگه وقتشه كه خانوم بدونه اسم اين چيه! خلاصه ميره پيش خانومش و جناب معامله رو ميكشه بيرون و ميگه: عزيزم يادته وقتي اومدم خواستگاريت، ازت پرسيدم اسم اين چيه، تو گفتي شوشول؟ دختره ميگه: آره عزيزم، يادمه. مرده ميگه: عزيزم اسم اصلي اين كيره نه شوشول! دختره هم ميگه: عزيزم، من خودم ميدونم كير چيه. ولي جلو كيرهايي كه من ديدم، اين همون شوشوله
پسره شب خونشون خالي بوده، زنگ ميزنه دوستدخترش بياد. خلاصه دوتايي ميشينن و پسره ضمن لاس زدن با خانم، نمنمك عرق سگي هم مينداخته بالا. يكي دو ساعتي ميگذره و حاج آقا پاك مست ميكنه و آمپر حشر هم ميزنه بالا و يهو ميره واسه زير يخم حاج خانوم!! بعد يك ربع آخ و اوخ و آه و اوه، پسره عرق ريزان بلند ميشه، خيلي ناراحت و دمغ ميگه: عزيزم، به خدا اگه ميدونستم پرده داري، بهت دست نميزدم!! دختره هم با هزار بدبختي بلند ميشه ميگه: آره نكبت! منم اگه ميدونستم ميخواي همچين كاري باهام بكني، لااقل شلوار ليمو در مياوردم 1. دوتا خانم روي صندلي عقب يك تاكسي نشسته بودند و درباره دوست پسرهاشون صحبت ميكردند. اولي به دومي ميگه: علي رو كه ميشناسي، تازگيها لاپات (منظور خط ريش بلند) گذاشته خيلي بهش مياد.... دومي هم ميگه آره رضا رو هم كه ميشناسي، اونم لاپات گذاشته و... يارو راننده كف ميكنه ميگه حالا كه سنگ مفته بزار ما هم يه سنگي بندازيم شايد خورد به هدفت... برميگرده به خانوما ميگه: ببخشيد آبجي، ما هم ميتونيم لاپات بزاريم. يكي از خانوما ميگه: بعله كه ميتونين، فقط بايد يك كمي بزارين بلندشه! راننده هم ميگه: آبجي به خدا رسيده به داشبورد، ديگه از اين بلندتر نميشه! |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:56 توسط پارمیس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تو خواب و خیالم همش فکر اینم
که دستام دوباره تو دستات بگیرم ولی حیف از این خواب پریدم که بازم با چشمای کورم به راهت بشینم برای من که برعکس کار زمونه یکی نیست که قدر دلم رو بدونه گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته سوم اسفند 1387 هفته اوّل اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 |
| پیوندها |
|
هفت شهر برای باسی...برای ادبیات...برای بودن عشق سرزمین گناهکاران همه روزهای سفید و سیاه من فروشگاه پاورست |
|
RSS
|